امام زمان (عج الله)


::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : جمعه 10 اردیبهشت 1395
درس جدید

  قوربا غه                                                    جغد                 


آموزش نشانه  غـ ﻐ ﻎ غ با شعر


ما چهار تا غین هستیم                      كنار هم نشستیم

هم تنهاییم ،هم چسبان                     مهربانیم و خندان

آمده ایم  در هر جا                             یك نقطه داریم بالا

نشسته ایم درباغچه                        آمده ایم  در غنچه     

در آخر تیغ هستیم                            در آخر جیغ هستیم

آمده ایم آخر باغ                                هستیم آخر داغ



::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : یکشنبه 12 اردیبهشت 1395
تکلیف
به علت این که آزمون تاریخ آن تغییر کرد.امروز نشانه ی جدید داده شد.

انشاالله این دو درس آخر را در هفته های باقیمانده خوب تمرین داده می شود.
از روی درس مرغابی و لاک پشت بنویسید.


به سوالات پاسخ بدهید.

نام آخرین پیامبر ما چیست؟1)   حضرت علی (ع)       2) حضرت ابراهیم                    3) حضرت محمَد

حضرت محمَد در کدام شهر به دنیا آمدند؟

1)مدینه            2) مکَه             3)  کربلا


نام مادر حضرت محمد (ص)  چیست؟

1)   آمنه       2)    فاطمه        3)       زهرا




روز مبعث چه روزی است؟

1) عید نوروز       2)    تولد حضرت زهرا(س)          3)  روزی که حضرت محمد(ص) به پیامبری رسیدند.


یک سال چند ماه و چند فصل دارد؟

1) 12ماه و 3فصل                2) 12 ماه  و 4 فصل             3) 12 ماه و 2 فصل


هر فصل جند ماه دارد؟

1) سه ماه               2) 4 ماه                    3) 3ماه



به چه جایی چراگاه می گویند؟

1) به جایی که گوسفندان را برای علف خوردن می برند.

2) به جایی که آب خود به خود از زمین بیرون می آید.

3) به مکانی که گوسفندان می خوابند.


کدام دسته با هم درست هم صدا هستند؟

1) سین- صاد- ث               2) ت- ث- پ                   3) عین-غین ه


مدیر در حیاط برای بچَه ها راجع به چه جیزی سخنرانی می کرد؟

1) خاطرات انقلاب                 2) روز معلم                3)  نظم در مدرسه
به چه حیوانی خانه به دوش می گویند؟

مرغابی                2) حلزون                  3) کلاغ
 
آبگیر به کجا می گویند؟


::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : یکشنبه 12 اردیبهشت 1395
آزمون
آزمون از تمام درس ها روز سه شنبه این هفته برگزار می گردد.
یک نمونه دفترچه ی آزمون امروز عزیزان به منزل می آورند.

لطفا بدون هیچ راهنمایی عزیزان پاسخ بدهند .بر روی دفترچه و پاسخ نامه اسم عزیزان نوشته شود. فردا دوباره همه ی سوال ها در کلاس مرور می شود.

پس هم پاسخ نامه و هم دفترچه را فردا به کلاس بیاورند.


::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : شنبه 11 اردیبهشت 1395
تمرین
عزیزانم امروز فقط 5 مسئله ی ریاضی و املا بنویسید.

تعدادی از عزیزان کیف در کلاس شدند و تمرین و یا املا ندارند.


::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : شنبه 11 اردیبهشت 1395
تمرین
عززیزانم امروز حتما از روی خاطرات انقلاب چند بار بخوانید.

مادران عزیز چند سوال از متن درس از فرزندان خود بپرسند.

مانند: مدیر برای دانش آموزان کجا صحبت کرد.؟

مدیر از چه تعریف کرد؟

چرا حیاط مدرسه را برای جشن آماده کرده بودند؟

دهه ی فجر چه روزی است؟

چه کسی از خاطرات انقلاب تعریف می کرد؟

کتاب کلاغ سپید در مدرسه است زیرا تم ریاضی تمام نشده .

عزیزان فراموش نکنند برگه ی مسئله را حل کنند.

تمام مراحل گفته شده را انجام بدهند.


::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : جمعه 10 اردیبهشت 1395
تمرین
عزیزانم امروز به علت این که اردو بودید. هیچ تکلیفی ندارید.

روز جمعه از روی درس خاطرات انقلاب املا بنویسید.

کلمه های طا را پایان املا بنویسید.





::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395
روخوانی

عزیزانم برای فردا فقط از روی خاطرات انقلاب فقط چند بار بخوانید.


از 10 تا 90 را دو تا دو تا بنویسید. ده تایی ها با قرمز.

از سمت راست عدد های نوشته شده را با حروف بنویسید.




::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395
تدریس

آموزش نشانه  ط با شعر

ط      

بچّه هامن(طا) هستم

با(تـ ت)همصداهستم

یك شكل دارم بچّه ها

می آیم در همه جا

در هر كجا بیایم

با همین شكل می آیم

در سر نقطه ندارم

كشیده نیست صدایم

من هستم وسط سطل

در خط وطوطی وطبل



::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395
تمرین
بیشتر عزیزانم به علت این که بسیار زیبا و بدون غلط نوشته بودند کیف در کلاس شدند.

فقط یک املا بر روی برگه ی بزرگ در دوطرف بنویسند.

امروز نیاز به نوشتن مسئله نیست



::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : سه شنبه 7 اردیبهشت 1395
تکلیف
از حضور مادران گرامی در جلسه ی دیروز بسیار سپاس گزارم.

پایان املاتمام کلمه های (ذال-ضاد) را بنویسید.

املا از روی املا شب بنویسید.

تعدادی از عزیزان کیف در کلاس شدند.املا و تمرینات را بر روی برگه بنویسند.


لطفا دو مسئله دو مرحله ای برای عزیزان بنویسید .تمام مراحل آنان را بنویسند.

شرح هر مرحله باید دقیقا روبه روی راه حل باشد.

روز چهار شنبه یک آزمون املا بر روی برگه گفته می شود.

فردا همه ی عزیزان مجله 4 را بیاورند.روان خوانی تمرین داریم .

 فرداتعدادی از عزیزان را برای نمایش هفته ی آینده انتخاب کنیم.



::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : دوشنبه 6 اردیبهشت 1395
جلسه ی مادران
آخرین جلسه ی با سروران گرامی فردا سر ساعت 3 برگزار می گردد.

1-مطالب این جلسه راجع به آزمون پایان ترم

2-کلاس های تابستان

3-بررسی پوشه کار عزیزان و تکمیل فرم نظر سنجی والدین

4-حلالیت از تک تک مادران

5-در پایان تک تک به سوالات مادران در اتاق بهداشت پاسخ داده می شود


::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : شنبه 4 اردیبهشت 1395
اعمال
پس به سوی قبله بنشیند و سوره حمد را صد بار، سوره توحید (قل هو الله احد) را صد بار، آیه الكرسی (لا اله الا هو الحی القیوم) ده بار و آن گاه سوره های ذیل را یكبار به طور كامل بخواند: سوره انعام، سوره بنی اسرائیل، سوره كهف، سوره لقمان، سوره یس، سوره صافات، سوره فصلت (حم)، سوره شوری (حم، عسق)، سوره دخان (حم)، سوره فتح (انا فتحناك لك)، سوره واقعه، سوره ملك (تبارك الذی)، سوره قلم (ن و القلم)، سوره انشقاق (اذا السماء انشقت) و ما بعدش تا آخر قرآن كریم را بخواند و چون از خواندن آیات قرآن، فراغت حاصل كرد، در حالی كه به سمت قبله است، این دعا را بخواند: صدق الله العظیم، الذی لا اله الا هو الحی …

التماس دعا



::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : شنبه 4 اردیبهشت 1395
مراسم
سی ، علامه مجلسی و سید بن طاووس ، آن را از نظر سند معتبر ،واز نظرتاثیر برای رسیدن به حاجت ،رفع گرفتاری ها و برطرف شدن ظلم و ستم دیگران تجربه شده ، شناخته اند بدین قرار است :

 

دعای ام داوود

فاطمه ،مادر داوود پسرزاده امام حسن مجتبی « علیه السلام »و مادر رضاعی امام صادق « علیه السلام » روایت کرده است : منصور داونیقی ،لشکری به مدینه فرستاد ،وبا محمدبن عبدالله بن حسن مثنی جنگید ،اورا و برادر او ابراهیم را کشت ،عبدالله محض پدر محمدو ابراهیم را با تعدادی از سادات حسنی دستگیر و اسیر کردند ،و به بند و زنجیر کشیده بودند ، و فرزند من داوود هم در میان آنها بود ،که او را از مدینه به بغداد منتقل نمودند ،و به سیاه چال زندان انداختند !

حادثه دستگیری و زندان بودن فرزندم ،که از او اطلاعی نداشتم ،و گاهی غم خبر مرگ او را به من می دادند ، برایم بسیار تلخ و درد ناک بود و روزگارم با اشک و آه و گریه می گذشت ،و حتی برای رفع مشکل خود ،و اندوه جانکاهی که با آن دست به گریبان بودم ،از اشخاص صالح و مومن در خواست می کردم ،برای رفع ناراحتیم دعا کنند .

اما از دعای آنان هم نتیجه ای نگرفتم ،در حالی که از فرزند اسیر و زندانیم ،هرروز خبر تلخ و درد ناکی دریافت می کردم . به هر حال روزگار من با سختی و تلخی دردناکی دست به گریبان بود و شب و روزی نداشتم ،وبرای دیدار فرزندم ،دنبال هر راه چاره ای می گشتم ، یک روز با خبر شدم امام صادق « علیه السلام » که با فرزندم داوود از من شیر خورده بود ،بیمار شده است ، به دیدن او شتافتم ،از آن حضرت عیادت کردم ،هنگامی که می خواستم از حضورش مرخص شوم ، فرمود : از داوود ،خبر تازه ای نداری ؟

با شنیدن نام داوود داغ من تازه شد ،اشکم سرازیر گردیده ، وبا آه درد آلودی گفتم : مولای من ! فدایت شوم داوود کجاست ؟ مدت زیادی است از او خبری ندارم ،فرزندم در عراق زندان است ومن از دوری او و سرنوشت نامعلوم او سخت در عذاب و ناراحتی گرفتارم ،از شما که برادر رضاعی او هستید ،تقاضا می کنم برای نجات و آزادی او دعا کنید .

آری ،امام صادق « علیه السلام » با مشاهده وضع نگران کننده من ، فرمود : چرا تا کنون از دعای استفتاح غفلت کرده ای ؟ مگر نمی دانی که به وسیله این دعا ،درهای آسمان گشوده می شود ؟ و فرشتگان الهی دعا کننده را مژده اجابت می دهند ،هیچ حاجتمند و درد مند و دعا کننده ای مایوس نمی شود ،و خداوند هم پاداش این دعا را بهشت قرار داده است ؟ .

آری با شنیدن چنین مژده ای ، که با خواندن آن دعا دریافت داشتم ،از حضرت سوال کردم : ای مولای من ! وای فرزند خاندان پاک و معصوم ! آن دعا چیست ؟ و آداب آن چگونه است ؟

امام صادق « علیه السلام » فرمود : ای مادر داوود ماه محترم رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب می گردد ،همین که ماه رجب رسید ، سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را ،که ایام بیض و شبانه روز نورانی نام دارد ،روزه بگیر ،نزدیک ظهر پانزدهم غسل کن ،هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده .

 

آن گاه حضرت دستور کامل اعمال و آداب دعای مخصوص را را به او تعلیم داد .

ام داوود می گوید : من دستور آن حضرت را درباره آن دعا و اعمال به طور دقیق یادداشت کردم ،و محضر او را ترک گفتم ، تا این که ماه رجب فرا رسید ،و دستور های امام را برطبق آن چه فرموده  بود ،د رهمان روز ها عملی کردم ،شب شانزدهم از نیمه گذشته بود ،پیغمبر « صل الله علیه و آله » و جمعی از فرشتگان و پیامبران و صالحانی را که برای آنها دعا و رحمت فرستاده بودم ، در خواب دیدم ،رسول خدا « صل الله علیه و آله » به من فرمود : ای ام داوود این جماعتی را که مشاهده می کنی ،شفیعان تو هستند .

برای تو دعا کرده اند و مژده می دهند که ،حاجت تو برآورده شده است ،خداوند تو را مشمول رحمت خود قرار داده ،محفوظ می دارد ، فرزند تو را هم حفظ می کند ،و او را سالم به آغوش تو برمی گرداند .

آری ، خواب خوش و لذت بخشی دیده بودم ،پیامبر و اولیای الهی را در خواب ملاقات کرده بودم ، آنان به من وعده آزادی فرزندم را دادند ،همین که سیاهی شب از پهنه زمین دامن جمع کرد ،و طلوع خورشید به چهره هستی نور طلائی پاشید ،به خاطر وعده پیامبر و نور امیدی که در دل غم زده ام روشن گردیده بود ، حال و حیات تازه ای یافته بودم ، ساعت ها پس ازدیگری برروزگارم می گذشت و همچنان نور امید روزگارم را گرمتر می کرد ،و از فاصله زمانی که پیغمبر به من مژده آمدن فرزندم را داده بود ، به اندازه ای که یک سوار تیز رو بتواند از عراق به مدینه آید ،گذشته بود که ناگاه در خانه باز شد ،و فرزندم به من وارد گردید .

آری ،داوود زندانی و دور از وطن به آغوشم بازگشت ،و آن گاه که از وضع روزگار و نحوه آزادی او جویا شدم ،برایم توضیح داد : مادر !من در زندان بغداد بودم ،دست و پایم را به بند کشیده بودند ، در فشار بند های آهنین و زندان تنگ و تاریک ، روزگار تلخ و درد ناکی داشتم ، اما همین که نیمه رجب گذشت ، شب شانزدهم در خواب دیدم ، بلندی ها و ناهمواری ها ی زمین برایم هموار شده ، وترا که روی قطعه حصیری نشسته بود ی ونماز می خواندی و برایم دعا می کردی واطراف ترا چند نفر گرفته و بادست و سر بسوی آسمان ، در حال تسبیح وذکر خدا بودند ، می توانم ببینم . به هر حال ،من آن صحنه را در خواب دیدم ،و آن شخصیت نورانی را هم که فهمیدم جد ما رسول خداست مشاهده کردم ،و به من هم فرمود : ای پسر پیر زن صالح !ناراحت نباش ، خداوند دعای مادرت را در حق تو مستجاب گردانیده است .

همین که از خواب بیدار شدم ،ماموران منصور دوانیقی به زندان آمدند ،سراغ مرا گرفتند ، همان شبانه مرا نزد او بردند .

او دستورداد غل و زنجیر از دست و گردنم باز کردند ، مبلغ ده هزار دینار به من داد ، مهربانی و شفقت کرد ،ماموران او همان شبانه مرا به شتری سوار کردند ،و به مدینه رسانیدند !

فاطمه ، یعنی ام داوود می گویند : آن گاه داوود را نزد امام صادق « علیه السلام » بردم ،و آن حضرت برای فرزندم توضیح داد : علت آزادی تو از زندان این بود که ، منصور دوانیقی علی « علیه السلام » را در خواب دیده بود ، و آن حضرت فرموده بود : اگر فرزند مرا آزاد نکنی ، ترا در آتش خواهم انداخت ،منصور هم در حالی که لهیب آتش را نزد خود مشاهده می کرد ،ناچار به آزادی تو اقدام کرد !

بعد از آزادی فرزند ، ام داوود می گوید از امام صادق « علیه السلام » سوال کردم ای مولای من ! آیا این دعا را در غیر ماه رجب هم می توان خواند ؟ آن حضرت فرمود : اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود ، این دعا را می توان خواند ،و هر کس هم به این دعا اقدام کند پس از پایان خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار می دهد . این بود سرگذشت فاطمه دختر عبدالله ، معروف به ام داوود ،و حدیثی که از امام صادق روایت کرده ، و نتیجه ای که از دعاو آموزش آن حضرت بدست آورده بود .



::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : شنبه 4 اردیبهشت 1395
امام زمان (عج الله)
نتیجه تصویری برای تصویر متحرک برای امام زمان


::
نویسنده : zahra toghanipour
تاریخ : جمعه 3 اردیبهشت 1395